سيد حسين محمد جعفري ( مترجم : سيد محمد تقى آيت اللهى )
108
تشيع در مسير تاريخ ( فارسي )
در همين حال عثمان نزد على ( ع ) آمد و از آن حضرت تقاضا كرد تا ميان او و طغيانگران ميانجيگرى كند . على ( ع ) شايد بخاطر تعهدى كه به اقامهء عدل داشت ، برايش انتخاب ديگرى جز دفاع از اصحاب مختلف وجود نداشت و تقاضاى تنبيه مجرمين را از عثمان كرد . خود آن حضرت عليه اهداى هداياى گرانبهايى كه خليفه به خويشاوندانش عطا مىنمود اعتراض كرد . آن حضرت از اين موضع از طرف قراء مورد فشار قرار گرفت تا به عنوان سخنگوى آنها انجام وظيفه كند با اين ترتيب او از يك طرف به تقاضاهاى عادلانه مردم كمك كرده و از سوى ديگر خليفه را از مشكلاتش رهايى مىبخشيد . ( 17 ) دو گروه با طرز تفكر مختلف ولى داراى اهداف يكسان بودند ، آنها ناآگاهانه متفقا كار مىكردند و به مقاصد يكديگر خدمت مىنمودند . يكى از گروهها متشكل از عناصر ناراضى فوق الذكر مملكتى بودند كه سختترين ضربهها را بخاطر عدم تعادل در ساخت اقتصادى امپراطورى خورده بودند در حالى كه دسته دوم عمدتا از هواداران وفادار على ( ع ) تشكيل مىشد . گروه اخير را مردانى چون ابو ذر ، مقداد ، عمار ، حذيفه و عدهاى از انصار رهبرى مىكردند . تعدادى از حاميان فعّال جديدى مانند كعب بن عباده النهدى ، مالك بن حبيب الثعلبى و يزيد بن قيس الارحابى ( 18 ) از اين زمره بودند . همچنين در اين حلقه ، هاشميان و بعلاوه خدمتكاران و وابستگان على را بايد به حساب آورد . در ميان اين دسته اخير قنبر بن كدم ( 19 ) ، ميثم بن يحيى التمار و رشيد الهجرى قرار داشتند . اين مردان بخاطر شوق مذهبى و فداكارى نسبت به شخص على ( ع ) به عنوان حافظ پيام محمد ( ص ) و نماينده واقعى اسلام ، در اين مرحله مظهر رشد تشيّع بودند . ميثم التمار ( 20 ) و رشيد الهجرى ( 21 ) ، هر دو بخاطر امتناع از دشنام دادن به على ( ع ) و ادامه هوادارى شائقانه نسبت به آن حضرت و خاندانش حتى پس از رحلت آن حضرت به وسيله عبيد الله بن زياد به سال 61 / 680 مصلوب شدند . دستها ، ساقهاى پا و زبان آنها را بريدند و بدنهايشان بدار آويخته شد كه اين صحنه نمونهاى از رفتار وحشيانه ابن زياد را نشان مىدهد . علاوه بر اين حاميان ، نويسندگان بعد ، عبد الله بن وهب بن سبا ، معروف به ابن السوداء ، را ذكر مىكنند كه يكى از حاميان على شد و از جائى به جائى سفر مىكرد تا تخم نارضايتى را